دو سال از شیوع ویروسی منحوس و مرگبار و روزهای تلخ و شیرین و غمزده ی توام با تنهایی و خستگی روحی و عاطفی و جسمی گذشت.

هنوز صدای ناله و نفس نفس زدن هم میهنانمان، آهنگ بدی می نوازد..

ما مدافعان سلامت، هنوز قطره قطره آب شدن همکاران و عزیزانمان در شیفت های طاقت فرسای بخش های کرونا را فراموش نکردیم و نخواهیم کرد.

صدای مناجات و ناله های مدافعان سلامت، التماس هایشان برای رعایت شیوه نامه ها، چشم های مانده به در آن ها برای دیدن عزیزانشان از راه دور و قرنطینه های طولانی و…

همیشه اسفند رایحه ای غریبی دارد!

خانه تکانی خانه ها، سببی می شود برای خانه تکانی دل ها، تا آماده شویم برای بهاری نو و تحول جان ها؛ اما ۱۳۹۸، اسفندی عجیب برایمان رقم زد. شور و تکاپوی هر ساله اسفند، این بار با روزهای در خانه ماندن همراه شد.

دنیا و کشور عزیزمان ایران، درگیر پاندمی خطرناک و کشنده ای شده بود که علم مدرن یارای مقابله با آن را نداشت.

چه عزیزانی که جلوی چشمانمان پرپر نشدند… امید خانواده ها، دوستان و جامعه…

تحمل و رنج دیدن صحنه های دلخراش و جانسوز فوت مادر باردار، همسرجوان، بچه خردسال و پدر و مادر به فاصله یک روز و یتیمی تعداد زیادی، برای ما بسیار جانفرسا بود…

در این بین، خبر شهادت سرکار خانم نرجس خانعلی زاده بعنوان اولین شهید مدافع سلامت، جامعه پزشکی را در بهت سنگینی فرو برد…

چنان سنگین، که گریه بی صدای همکارانم، از فرسنگ ها فاصله شنیده می شد…

خبرهای بد، پشت سر هم مخابره می شد…

و ناگهان، در بین این همه خبر بد، فوت غیر منتظره همکار عزیز و همیشه خندان خانواده بزرگ بیمارستان میلاد، جناب آقای محسن خادم، غم ما را دو چندان کرد..

فضای حاکم بر جامعه و روابط خانوادگی، به سمت تنهایی و سردی پیش می رفت…

کادر سلامت، یکی پس از دیگری، به همکاران شهیدشان می پیوستند و این داغ ها، بسیار جانگداز بود…

آنچه که در این دو سال گذشت، لحظات غم از دست دادن عزیزان و شادی نجات هم میهنان بود…

آنچه که کادر درمان را در میدان نگه می داشت، عشق به مردم و وفاداری به سوگندی بود که خورده بودند…

ما پای کار ایستادیم، تا خانواده ها، به غیر از درد و رنج بیماری، آلام دیگری حس نکنند…

ما شکستیم و به روی خود نیاوردیم تا جامعه استوار بماند…

در تقویم کشور عزیزمان ایران و بر تارک تاریخ، روز شهادت سرکار خانم نرجس خانعلی زاده را به پاس زحمات خادمان عرصه سلامت، روز ملی شهدای مدافع سلامت نامیدند.

هرچه بود و انجام شد وظیفه بود…

دستان مردم عزیز را می بوسیم که در این دو سال، با ما همدردی کردند و رعایت کردند و ما را در شکست کرونا یاری کردند.

اما ای کاش، باز هم حافظه مان یاری کند و یادمان باشد، یادمان باشد کرونا هنوز درمان قطعی ندارد، یادمان باشد فاصله ها را رعایت کنیم، ماسک بزنیم و واکسن بزنیم و به شیوه نامه های بهداشتی پایبند باشیم.

دوباره سویه جدیدی از این ویروس منحوس کشور ما را درگیر کرده که شک نداریم دوباره با یاری همدیگر و اتکا به ذات خدای زیبایی ها، این زشتی را هم پشت سر خواهیم گذاشت و سیاهی به ذغال خواهد ماند.

به یاد رفقا و همکاران شهیدمان قیام می کنیم و ادب می کنیم و برای شادی روحشان صلواتی هدیه می فرستیم...

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

به قلم دکتر محمدرضا منصوری

دکترای پرستاری

اسفند ۱۴۰۰